تبليغاتX
عاشق دل شکسته

عاشق دل شکسته

vision

Just for you

گالری عکس عاشقانه گالری عکس - گالری عکس عاشقانه  گالری عکØ 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 20:42  توسط آواره  | 

غم غربت

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 20:20  توسط آواره  | 

تو مرا می فهمی

 چشمان نفرت خیره شو ولبخند بزن

از لبخند تو گلی خواهد شکفت

وکسانی که تو را دوست می دارند

تو را از ساحل هزارن مرگ وزندگی خواهند شناخت

 باز تنها با سری خمیده خواهم گشت

 و در دل می دانم که عشق تنها حقیقت ابدی جهان است

 خورشید و ماه دوست داشتنی               

بر سراسر این راه سخت و طولانی پرتو می افکنند  

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 20:17  توسط آواره  | 

گل رز

گل رز

اینک برایم اشک بریز - اینک زمان برای جسارت تنگ است - شانه هایت را

 

لمس نکرده ربودند و نهایت تمام حرف هایمان شد ... افسوس - چقدر غریبه

 

شده ایم - اینک فقط من و تو هستیم - تنهای تنهای تنها    

 

 

غربت آن نیست که تنها باشی

فارغ از فتنه ی فردا باشی

غربت آن است که چون قطره ی آب

در پی دریا باشی

غربت آن است که مثل

من و دل

در میان همه کس

یکه و تنها باشی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 20:15  توسط آواره  | 

ما که به هم نمی رسیم

مـا که بـه هم نمی رسیم , بسه دیگه بـذار بـرم..

           کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟...

                   حیف تو نیست, کنج قفس چادر غم سرت کنم؟...

                           مـن نـه قلنـدر شبـم , نـه قهـرمـان قصـه هـا...

                               نـه برده ی حلقه به گوش , نه ناجی فرشته ها...

                                       تـو ایـن دو روز زنـدگـی , شبیـه مـن فـراوونـه...

                                               یه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه...

                                                        من عاشقم همین و بس , غصه نداره بی کسی...

                                                                قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 20:13  توسط آواره  | 

تنهایی

گفتم چقدر منو دوست داري؟گفت اگه بگي بمير ميميرم

خواستم امتحانش کنم الان يه عمره که تنهام

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 20:12  توسط آواره  | 

خوشبختی

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتن

ولی حیف من زاده امروزم

خدایا جهنمت فرداست

پس چرا امروز میسوزم؟

خدایا

چه غم انگیزانه دوستت دارم!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 20:5  توسط آواره  | 

روزا میگزرن

روزا میگزرن . اما نمیدونم من چرا نمیگزرم / سر جا موندم . ساکن  .  شاید مثل یه آب که میتونه بره . میخواد بره اما راهی پیدا نمیکنه . راکد میشه . بعدم میمیره . من خیلی خسته ام . دلگیرم . ناراحتم . دلم پره . نمیدونم باید چی کار کنم . واقعا سر در گمم . کمک لازم دارم . اما میدونم کسی هم نیست که بتونه کمکم کنه . آخه من نمیخوام کسی کمکم کنه . سر از حرفام در میارید ؟

فقط یه چیزو میدونم همه چیز بستگی به اون بالا سری داره (عشقمه)

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 20:3  توسط آواره  | 

چقدر تلخه

 

چقدر تلخ است

این که باغبان باشی

این که گلت را با هزار امید و آرزو پرورانده باشی

و تنها پرپر شدن گلت را

به نظاره بنشینی

و چاره ای جز افسوس و آه

برای تو نمانده باشد!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 20:0  توسط آواره  | 

مرا ببخش

مرا ببخش که با تو شبیه آینه بودم

بدون آن که بخواهی تو را همیشه سرودم

همیشه های تو بودند پر از ریا ودروغین

مرا ببخش که این بار  من آن همیشه نبودم

تمام حجم غمت را من عاشقانه خریدم

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:53  توسط آواره  | 

وقتی تنها هستم

خدايا وقتي تنها هستم و احساس نا اميدي ميكنم نگذار تا قلب دردمندم فراموش كند كه تو دعاهايش را ميشنوي به من ياداوري كن كه عليرغم تمام پيروزي ها و شكستها مادامي كه به تو ايمان داشته باشم اميدواري نيز با من همراه خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:52  توسط آواره  | 

یکی را دوست می دارم

 يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند ‹ و ا ي ›

به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند
صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم
ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد

من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم
سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم
پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي
مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي
در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم
كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان
هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم
هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم
مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم
حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم
من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق
شدنم

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:51  توسط آواره  | 

کسی را نداشتم (عکس در ادامه مطلب)

 کسی را نداشتم تا با او از رازهای کوچک بگویم. از دانه های شبنم بر

تیغهای علف

 

کسی را نداشتم تا با او از رازهای بزرگ بگویم .... ازآنچه در دلم می گذرد.

خیالم تهی از گذشته و آینده بود اما کلام تو ریسمانی شد در دستانم به

 

آن پیوند خوردم و قلبم به شوق زندگی شعله ور شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:42  توسط آواره  | 

زبون

زبون پنجره چه بی پرده ميشه،
وقتی كه جز درد چيز‍ برای كشيدن نداری.
آفتاب چه بی دليل ميشه،
وقتی كه از پشت دريا بيرون مياد و تو هنوز خوابی برای رفتن نديدی.
چه بی درد ميشه دنيا،
وقتی كه افتادن برگ روی خاك يه اتفاق ساده ميشه.
چه پرده‌ای

چه دنيای بی دردی !!...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:41  توسط آواره  | 

زندگی

زندگی مسابقه نیست سفر است

پس تو هم مسافری باش که در قدمش ترنم خوش لحظه ها جاری است

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:40  توسط آواره  | 

آبنبات

عشق را وقتي احساس کردم که ديدم : يک کودک آبنبات خودش را در آب شور دريا مي زد و مي خواست آن را شيرين کند !!!

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:32  توسط آواره  | 

وفاداری

وفاداری را باید از نیلوفری آموخت که به دور هر شاخه ای می پیچد و در آغوشش

                                                  می میرد!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:30  توسط آواره  | 

انتظار

به انتظارت خواهم ماند...

تا ابد برای همیشه

بسوی من باز خواهی گشت

پس

با همه توانم تلخی این انتظار را

تحمل میکنم...

به انتظارت خواهم ماند...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:28  توسط آواره  | 

صدا

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:27  توسط آواره  | 

نگاه

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:26  توسط آواره  | 

دفتر عمر

دفتر عمر مرا٫

با وجود تو شكوهي ديگر٫

رونقي ديگر هست

مي تواني تو به من٫

زندگاني بخشي٫

يا بگيري از من٫آنچه را مي بخشي.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:13  توسط آواره  | 

سوز آشنایی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:2  توسط آواره  | 

توانایی

تو توانایی بخشش داری

دست های تو ان توانایی را دارد

که مرا زندگانی بخشد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:59  توسط آواره  | 

کوتاه ترین راه ها....

کوتاه ترین راه عشق ورزیدن نگاهی است خالص و بی ریاتوام با عشق.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزو ها واقع بین بودن است.

کوتاه ترین راه برای فاش نساختنراز دیگران آن است که هرگز به رازشان

گوش ندهی. 

کوتاه ترین راه برای اینکه نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری نگفتن دروغ است.

کوتاه ترین راه برای تسکین پشت کنکوری ها دیدن افراد موفق و خوشبختی هست

که حتی از جلو دانشگاه هم رد نشدن

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:57  توسط آواره  | 

زمستان

زمستان
سرآغاز نگاه سرد تو بود
و شب بلورین من
معصومانه شکست
با حجم سنگ های غرور تو

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 21:11  توسط آواره  | 

آخر گذشت

آخر گذشت
آن زمان کهنه ی دیدار
رفت آن ثانیه های پر هیاهو
شکست آن لحظه های زیبا
و تو ، چه ساده گذشتی از این همه احساس

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 21:9  توسط آواره  |